|
برای استجابت دعا
شک و تردید همواره حالاتی آشنا برای انسانها بوده است. افراد مردد و حیوان به این سو و آن سو می نگرد و همواره این سوال برایشان پیش می آید که آیت قدرتی وجود دارد که بتوان از آن کمک گرفت . این تردید به خاطر عدم اعتماد و ایمان کامل به وجود قدرت برتری است که تمام کائنات زیر قدرت خود دارد. هنگامی که در حالت دعا قرار می گیرید با این موضوع ایمان داشته باشید که قدرت روحی شما تنها علت و سبب و تنها عامل نجات دهنده شماست و از صمیم قلب اطمینان حاصل کنید که با وجود آن هر غیر ممکنی ممکن و هر عملی میسر می شود. در وهله اول این جمله تاکیدی را همواره با خود تکرار کنید: روزی خواهد رسید که من به آرزوی خود برسم. آری روزی می رسد که من خوشبختی خود را بیابم " اما فراموش نکنید که خواست و آرزوی خود را به آینده و به بعد موکول نکنیم و آن چه می خواهیم در زمان حال از ضمیر باطن بخواهیم و به آسانی بدان جان ببخشیم و البته این در صورتی میسر است که به آن ایمان کامل داشته باشیم. هنگامی که برای کسی دست دعا به سوی آسمان بلند می کنید او را در اعماق روح و ضمیر باطن خود بنشانید و او را با چهره ای شاد و روحی آزاد ببینید و از اینکه دعایتان مستجاب خواهد شد شکر گزاری کنید . هنگامی که با روح و اعتقاد روبه سوی خداوند می کنید با شناختی که از او دارید می دانید که آرزویتان را بر آورده خواهد کرد. زیرا خداوند هرگز با شکست میانه ای ندارد . نه آن را می شناسد و نه آن را برای بندگانش می خواهد. بعنوان مثال اگر تصویر تندرستی عزیز بیمار خود را به ذهنتان بسپارید و تمامی دقت خود را بر روی بهبودی او متمرکز کنید خداوند نیز بر این تمرکز ذهن شما صحه خواهد گذاشت. آخرین مرحله دعا شامل شناخت و قبول آن است و اعتقاد به این مسئله که حتما اجابت خواهد شد. اما این نکته را به خاطر داشته باشید که ما هرگز قادر به دیدن وجدان و ضمیر و اعتقادات باطنی خود نیستیم , اما می توان با قدرت ایمان به آرزوهای خود جامه عمل بپوشانیم و دعا ها را مستجاب کرد. اما بیشتر اوقات این سوال به ذهنمان خطور می کند :" پس چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟ پاسخ آن در سوال پنهان است. زیرا ترس و تردید در آن به خوبی روشن است . چنان به خداوند ایمان داشته باشید که در کودکی خود را به مادر می سپردید و جز او کس دیگری را نمی شناختید و عشق او را با تمام و جود احساس می کردید هنگامی کخ در مورد استجابت دعاهایتان دچار شک می شوید , دقت خود را بر خواسته تان متمرکز کنید . پس از آنکه تمام ذهن و فکر خود را از این فکر و ایده انباشتید , س از چندی شاهد رشد و شکوفایی آن خواهید شد
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 11:5  توسط انا
|
زمين دلتنگ و مهدى بيقرار است
فلك شيدا، پريشان روزگار است
دلا، آدينه شد، دلبر نيامد
غروب انتظارم سرنيامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلالهها پژمرده و زرد
نفسها خسته و در دل خموشند
فغانها بىصدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت
در و ديوار دارد نقش ظلمت
شده پرپر گل مهر و محبّت
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام يتيمان، ناله و اشك
رد هركس به كاخ ديگرى رشك
ده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در كوى گلزار
نشسته ديو بر دلهاى خفته
همه جا بذر نوميدى شكفته
زده زنگارها آئين و مذهب
دمى، رويى ز سرور نيست يا رب
به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است
شقايق تا قيامت دغدار است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:49  توسط انا
|
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه ميکند.
هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين
مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند.
مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت اين جا بخش
دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم ،
مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت ميگذارندو آن ها را توسط پيک ها
يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟
يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان
مي فرستيم. مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته ، مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده : فقط کافي است بگويند: خدايا شکر!
ميگردم . ميگردم دنبال کسي که هروقت صداش کنم ، دلم قرص باشه که حتماً صدام را ميشنوه.
کسي که هر وقت به کمکش نياز داشتم ، در دسترس باشه. ميگردم دنبال کسي که هروقت ازاون چيزي بخوام ، از من
دريغ نکنه .ميگردم و جز تو کســي را نمي بينم .
تنها تويي که وقتي بندت از تو چيزي بخواد ، به اون مي بخشي و اگه به تو و کمک تو اميدوار باشه ، نا اميدش نميکني .
تنها تويي که هرگاه بندت به سوت بياد ، به خودت نزديگش ميکني و عزيزش مي کنی و هر وقت عصيان کنه ، گناش را
مي پوشوني و خطاش رو از ديده ها پنهون مي کنی .
ميگردم و تو رو مي يابم . تنها تويي که وقتي بندات به تو تکيه کنه ، اون رو مي پذيري و براي تمام زندگيش کافي هستي . خدايــــا ! چه کس به سمت تو اومد و خواست مهمون تو شه و تو اونو نپذيرفتي ؟ يا چه کس به درخونت اومد و تو رو صدا زد و از تو کمک خواست و تو پاسخش ندادي و او نو دست خالي برگردوندي ؟ خدايــــا ! وقتي که بر سينه هيچ کس دست رد نزدي و هيچ کس رو بي پاسخ رها نکرداي ، چرا به سمت تو نيام ، يا چطور ممکنه نخستين کسي باشم که تواو نو نمي پذيري و پاسخي به اون نمي دي ؟ خدايــــا ! جزتو پـــروردگــــاري نمي شناسم که به نيــکـي و احسان مشهور باشه خدايــــا ! چه طور به سمت ديگري برم و از ديگري درخواست کمک کنم ، در حالي که هر چه خيــراست در دستان توست ؟ يا چگونه به ديگران اميدوار شم ، وقتي آفرينش و بخشش همه از توئه ؟ خدايــــا ! هرگز ازتو نا اميد نمي شم که تو بي اینکه چيزي از تو بخوم ، به من احسان کرداي. پس حالا که به سمت تو اومدم حالا که تو رو مي خونم و به ريسمان لطف تو چنگ زدام ، چگونه ممکنه به حال خود رهام کني ، يا به کساني چون خودم نيازمندم کنی؟ هرکس که به تو دل ببندد و به سوي تو بياد با مهر و رحمت خود خوشبختي رو نصيبش ميکني و هيچ وقت بر کسي که از گناها و خطاهاش پشيمان شه و عذر بخواد سخت نميگيري و از سعادت محرومش نمي کني . خدايــــا ! چه طور مي تونم تو رو از ياد ببرم ، در حالي که تو هميشه به ياد مني ؟ يا چطور از تو به کسي يا چيزي ديگر سرگرم شم ، در حالي که تو هميشه مراقب مني ؟ خدايــــا ! در انـتــظـار بخشـش و کــرم توام و به عـطــا و احســـان تو اميــــدوارم . خدايــــا ! هرجوينده اي در جست و جوي توست و هر که از هر جا بترسه به سمت تو مي گريزه وبه تو پناه مياره که هيچ پناه جويي رو رد نمي کني و هيچ وقت کسي رو که به تو اميد داشته باشه نا اميـــــد نمي کني . خدايــــا ! تو که در خونت به روي هر که تو رو بخوونه هميشه باز ه ، منو از هرچه جز توحيـــد تو رها کن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:38  توسط انا
|
آگاه باشید، زمینی که شما را بر پشت خود حمل می کند، و آسمانی که بر سرتان سایه می اندازد، مطیع پروردگــار شمایند، و اگر این زمین و آن آسمان برکات خود را بر شما ارزانی میدارند ، به خاطـر دلسوزی برای شما ، یا نزدیکی جستن به شما و یا خیری که از شما انتظار دارند نیست ، بلکه به خاطـر آن است که از سوی پروردگار مــأمـورند که به شما سود رسانند، و آنان هم اطاعت کرد ه اند. خداوند زمین و آسمان را برای مصالح شما بر پای داشته و آنـــان هم بر پای ایستاده اند.
پیامبر اکرم (ص) به امیرالمومنین (ع)فرمودند: یا علی! ششصد هزار گوسفند می خواهی یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار کلمه را؟ علی (ع) عرض کرد ششصد هزار کلمه را خواهم. حضرت محمد (ص) فرمودند:ششصد هزار کلمه را برای تو در شش کلمه جمع می کنم: یا علی زمانی که دیدی مردم مشغول به مستحباتند،تو مشغول به تکمیل واجبات باش، و چون دیدی مردم مشغولند به عمل دنیا ،تو مشغول عمل آخرت باش، وقتی دیدی مردم را که مشغولند به عیوب مردم ،تو مشغول عیوب خود باش، و چون دیدی مردم را که مشغولند به زینت دنیا،تو مشغول زینت آخرت باش، و آن هنگام که مردم را مشغول به زیادی عمل دیدی ، تو به خوبی(تصفیه) عمل بپرداز، و آن زمان که مردم به مخلوق متوسل می شوند،تو به خالق متوسل شو
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:2  توسط انا
|
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 14:44  توسط انا
|
|